عباس قديانى
629
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
محمد غورى و همچنين در دستگاه سلطان غياث الدين غورى تقرب تمام داشت . عوفى در لباب الالباب اشعار او را ستوده است . فخر الدين تاريخ ملوك غور را به شيوهء شاهنامه نظم كرده است . فخر الدوله قرن سيزدهم هجرى ، ماه رخسار از زنان هنرمند و شاعر . وى دختر عباس ميرزاى قاجار ( 1202 - 1249 ق . ) و نوه فتحعلى شاه قاجار ( 1212 - 1250 ق . ) بود . در جوانى با محمد حسن خان سردار ايروانى معروف به خانبابا خان ازدواج كرد . به نوشته اعتماد السلطنه ، فخر الدوله زنى مدير و مدبر و در تيزهوشى ضرب المثل بود و در هنر شعر و خط و نقاشى مانند نداشت . او همچنين از مستمندان دستگيرى مىكرد و موقوفات و خيراتى نيز داشت . فخر الدوله ( - 14 رمضان 1310 ق . ) توران آغا متخلص به فخرى و بىنشان از زنان نيكوكار ، شاعر و هنرمند . وى دختر خازن الدوله و دختر هفتم ناصر الدين شاه قاجار ( 1264 - 1313 ق . ) و همسر مهديقلى خان مجد الدوله بود . او در هنر نقاشى ، منبتكارى و خوشنويسى مهارت داشت و داراى طبعى موزون و اخلاقى حسنه بود و در دستگيرى از نيازمندان و يتيمان اهتمام مىورزيد . پدرش علاقه فراوانى به او داشت و هر ماه بيست شب در اندرون نزد خود نگاه مىداشت . شبها هنگام خوابيدن ناصر الدين شاه ، نقيب الممالك داستانهاى سرگرمكننده مىگفت و فخر الدوله از پشت پرده يادداشت و سپس پاكنويس مىكرد . مجموعه اين داستانها به صورت داستان امير ارسلان و زرين ملك است كه داستان اخير به صورت كتاب خطى جزو كتابخانه دوستعلى خان معير الممالك بوده است . فخر الدين فرزندى نداشت و در 33 سالگى به مرض سل درگذشت و در قم در صحن حضرت معصومه ( س ) دفن شد . اشعارى كه بر سنگ مزارش نوشته شده از اوست . اعتماد السلطنه نام او را تومان آغا نوشته است . فخر الدولهء ديلمى شهرت فخر الدوله ابو الحسن على ، 341 - 387 ه . ق . پادشاه سلسلهء آل بويه ( 366 - 387 ه . ق . ) و از پادشاهان معروف آن سلسله در رى و همدان ( ديالمهء اصفهان و همدان ، ديالمهء رى ) ، پسر ركن الدولهء ديلمى . وى بعد از وفات پدر در رى به سلطنت نشست ، اما چون از سهم خويش راضى نبود و مىخواست قلمرو و مؤيد الدولهء ديلمى را نيز تصرف كند ، با عز الدولهء ديلمى ( كه رقيب عضد الدوله بود ) و حسنويه و قابوس وشمگير بر ضد عضد الدوله به جنگ برخاست . پس از اينكه عز الدوله در اولين نبرد شكست خورد ( 366 ه . ق . ) و حسنويه هم درگذشت ( 369 ه . ق . ) ، فخر الدوله با قابوس وشمگير فرار اختيار كرده ، خود را تحت حمايت حسام الدولهء تاش ، امير سامانى ، قرار دادند ، و از آنجا يك سلسله جنگ و گريزهايى را آغاز كردند كه فى الواقع بايد آن را مبارزه ميان سامانيان و آل بويه به شمار آورد . سرانجام نيروى مشترك فخر الدوله و قابوس وشمگير و حسام الدولهء تاش به دست لشكريان مؤيد الدوله مغلوب شد ( 371 ه . ق . ) . پس از مرگ عضد الدوله ( 372 ه . ق . ) ، مؤيد الدوله كوشيد تا با فخر الدوله صلح كند ، ولى توفيقى نيافت و سال بعد درگذشت . بعد از وفات مؤيد الدوله ، به دعوت و مصلحت صاحب ابن عباد و